ماجراهای عکاس خیابان بیستم شرقی

یادداشت های من با دوربین ها

 
مرگ در می زند
نویسنده : الفی - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٩
 

 

این صدو یکمین یادداشت من توی این وبلاگه...

دو سه هفته است که در گیر فیلم خودم شده...یه فیلم نیمه مستند راجع به مرگ و آدم هایی که اونو تا به حال دیدن...دو هفته قبل که اولین نماها رو گرفتم تا چند ساعت نمی تونستم بشینم و دائم توی خونه راه می رفتم ...شنیدن داستان از زبان کسانی که مرگ یکبار دیگر بهشان فرصت برگشتن داده چنان اذیتم می کند که آرام آرام هه چیز زندگی من عوض می شود .

یکی در فیلم می گفت : احساس من موقع رو به رو شدن با مرگ این بود که همه چیز به کارنامه آدم توی اون لحظه بستگی داره ... حتی شاید دو ساعت بعد آدم کارنامه اش عوض شه...اما مثل امتحان می مونه...وقتت که تموم شه دیگه یک کلمه هم نمیشه بهش اضافه کنی.

دیشب شوهر خاله من به خاطر سرطان مرد و من در همه این یک و نیم سال سرطانی بودنش  ندیدمش... چقدر همه می توانیم بی رحم باشیم .


 
comment نظرات ()
 
 
فیلترینگ از خیر وبلاگ من گذشت.
نویسنده : الفی - ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳
 

 

یه دوسه هفته ای من فیلتر بودم که علتش رو برام فرستادن و من هم اصلاح کردم و مکاتبه کردم و درست شد , هر چند دیگه دل و دماغ به روز کردن ندارم . ظاهرا موضوع به یه تحلیل از خانم مونیکا بلوچی تو یه فیلم بر می گشت و همین عبارت ها هم شایسته ایشون هستش !

راستی توی متن دقت کنین...این روبوت ها انگار پسرن و خیلی هم از خانم ها خوششون میاد !!

 


 
comment نظرات ()
 
 
غریبانه
نویسنده : الفی - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٦
 

 

این احساس فورمالیستی خفه کرد من رو! دقت که این ها دیجیتال هستن و رنگ هاشون تصحیح شده عینک


 
comment نظرات ()
 
 
گربه روی شیروانی داغ
نویسنده : الفی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٤
 

 

امشب بالاخره " گربه روی شیروانی داغ " رو دیدم . آخرین باری که این فیلم رو دیدم 29 سال قبل بود و من 5 سالم بود و فقط شروع فیلم همیشه یادم بود . نمی تونم بگم  فیلم چه اثر فوق العاده ای گذاشت . متن عالی " تنسی ویلیامز " , کارگردانی و میزانس های معرکه " ریچارد بروکس " , "الیزابت تیلور " بسیار زیبا و " پل نیومن " بسیار جذاب و خدارو شکر یه دوبله قبل از انقلابی کامل !

فیلم درست 51 سال قبل ساخته شده اما اینقدر تازه و گیراست که حتی یه لحظه هم نمیشه ازش غافل شد . حیف که این روزا از این چیزا ساخته نمیشه....فیلم هاییکه زندگی کردن رو یاد بده ...

.....   ......

[ فیلم رو بلافاصله بعد از دیدن , دوباره دیدم و اینبار با یه قهوه ترک غلیظ و سیگار برگ عالی! ]


 
comment نظرات ()
 
 
تصمیم برای رها شدن...
نویسنده : الفی - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱
 

 


 
comment نظرات ()
 
 
درخت عاشق
نویسنده : الفی - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٩
 

 


 
comment نظرات ()
 
 
آسمان مال من است ...
نویسنده : الفی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۸
 

 

هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است .


 
comment نظرات ()
 
 
Waterfly
نویسنده : الفی - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٤
 

 


 
comment نظرات ()
 
 
گاهی.. به آسمان نگاه کن
نویسنده : الفی - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳
 

 

گاهی

به آسمان نگاه کن

شاید

دوستی

بر زمین افتاد !


 
comment نظرات ()
 
 
سال خاطره ها
نویسنده : الفی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
 

 

سالی که گذشت داره آخرین روزهاشو سپری می کنه و خیلی زود به خاطره تبدیل میشه -  مهم نیست  که خاطره ها خوب یا بد بودن , به هرحال بخشی از جریان لذتبخش زندگی هستند , سال ٨٧ برای من شاید مهمترین سال تو این ٣۴ سال بود و من به اندازه یک عمر یاد گرفتم و بار اومدم -  امید دارم که سال جدید برای همه سالی پر از نیروهای خوب - جریان های خوشایند - احساسات عمیق و آرامش پایدار باشه .


 
comment نظرات ()
 
 
جنگ ستارگان در اتاق مطالعه
نویسنده : الفی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳
 

 

این عکس بدون اضافه کردن افکت های کامپیوتری گرفته شده . بیشتر از ١٠٠ مدل مختلف رو آزمایش کردم که بعد از ۵-۴ ساعت , بالاخره در اومد.

توضیح : این یکی از سفینه های محبوب من در سه گاه اول جنگ ستارگان , به اسم : میلینیوم فالکن , هستش !


 
comment نظرات ()
 
 
دختری با ...
نویسنده : الفی - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٢
 

 

در هوای بارانی

به انتظار نشسته

دختری 

با روسری قرمز


 
comment نظرات ()
 
 
Before Sunrise / Sunset
نویسنده : الفی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٢
 

 

این دو تا فیلم , بیشترین توصیه یه دوست برای درک رابطه ها بودن . فیلمها و آدم هاش و لحظه هاش گاهی اونقدر به من نزدیک می شدن که من کاملا داشتم خودمو توی آینه می دیدم .

اول Before Sunrise  ساخته شده و 9 سال بعدش Before Sunset . داستان فیلم هم با همین فاصله زمانی اتفاق میوفته . فیلم , دید فوق العاده ای می ده و آدم یاد می گیره که ....

یکی از هزار دیالوگ معرکه فیلم : خاطره خیلی چیز خوبیه اگه با گذشته نجنگی.


 
comment نظرات ()
 
 
بیگانه ای درون من
نویسنده : الفی - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
 

 


 
comment نظرات ()
 
 
" دل " درد
نویسنده : الفی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۸
 

 

فشار کاری زیاد شده , فشار محیطی هم , زخم های معده سر باز کردن , زخم های قدیمی , هم .... حالا هم دلم ام درد می کنه , هم "دل " ام .


 
comment نظرات ()
 
 
فصلی ورق می خورد ...
نویسنده : الفی - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧
 

 

آدم ها میان و می رن... تنها کاری که میشه کرد اینه که عاشقانه دوستشون داشت و خاطراتشون رو عزیز و عمیق حفظ کرد . نمی شه به بهانه دلبستگی , مانع  حضور آدم ها توی زندگی شد , نمی شه از آخر رابطه ها ترسید و روح رو خالی از گرمای یک دوست نگه داشت . همیشه این احتمال وجود داره که آخر همه رابطه ها , هر چند کامل , هر چند عالی , یک سکوت و جدایی باشه , در واقع بیشتر اوقات همین می شه ...فقط مهم اینه که آخر آخرش مطمئن بشین که دوستای خوبی بودین و تونستین اون فصل زندگی رو , خوب و به شادی زندگی کنین , به هم کمک کنین و با هم رشد کنین , اینطوری دوستی تون تا ابد ادامه پیدا می کنه , بعدش باید آروم روی خودتون خم بشین و فقط به سکوت و صدای خنده هایی که توی گذشته , گم می شن , گوش بدین . 


 
comment نظرات ()
 
 
برای دوستی که دور می شود ....
نویسنده : الفی - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٥
 

 

می ترسم

درخواب

خاطراتم را بدزدند

یا بیدار شوم

نام ترا به خاطر نیاورم

 

شعر از کتاب "کولی" - کیکاووس یاکیده - هدیه همان دوستی که می رود!


 
comment نظرات ()
 
 
Brain Wash
نویسنده : الفی - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
 

 

عکس کار من نیست , از سایت JPG Magazine , برداشته شده که یکی از عکس های مورد علاقه من هستش ( خودمم عضو همین سایت هستم ) در واقع دو نکته خیلی مهم در این عکس اینه که اولاً - ایده بسیار آسون و فوق العاده ای داشته و دوماً - عنوان عکس ( Brain Wash  ) بهش معنای خاص و جذابی می ده.


 
comment نظرات ()
 
 
ًصدمه ...
نویسنده : الفی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱
 

 

 آدم ها بدون اینکه خودشون بخوان , به هم صدمه می زنن و اسمش رو تقدیر یا تصادف می ذارن( بنجامین باتن )


 
comment نظرات ()
 
 
مورد عجیب بنجامین باتن
نویسنده : الفی - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٩
 

 

1. اسم فیلم : Thw curious case of benjamin button هستش که  "مورد عجیب ببنجامین باتن" ترجمه شده و بنظرم "مورد کنجکاوی بر انگیز بنجامین باتن" به بار معنایی فیلم نزدیک تره هر چند خوش آهنگ نیست .

2. نسخه ای از فیلم بدست من رسید ( و الان توی بازار هست ) که از روی نسخه مخصوص پخش در جشنواره ها کپی شده و کاملا تصویر قابل قبولی داره , نزدیکترین دوست من اون رو خیلی وقت پیش بهم داد و می دونستم اینقدر با ارزشه که سه هفته ای صبر کردیم تا با هم ببینیمش .

3. کارگردان فیلم "دیوید فینچر " , یکی از معدود کساییه که من همه کار هاشو دیدم , منظورم از همه کارهاش فقط فیلم هاش نیست , اون قبلا برای ارواسمیت , مدونا و بقیه , ویدئو ساخته و همه اون ها رو هم دیدم و باور کنید که تعداد آدم ها و ایرانی هایی که همه فیلم هاشو دیدن اصلا کم نیست .

4.قصه فیلم , فضا سازی و بازی ها بی نظیرن , در واقع دوباره فینچر یه جواهر  رو درست کرده و اینقدر اون رو خوب تراش داده که کامل منحصر به فرد شده , فیلم نامزد 13 اسکار شد اما متاسفانه 3 تاشو گرفت , با این وجود مطلقا چیزی از ارزش های فیلم کم نمیشه. نکته جالب اینه که تو فیلم هیچ Special effect ای رو حس نمی کنین و فکر کنم بخاطر همین هم اسکار  جلوه های ویژه رو گرفت !!

5. فیلم راجع به آدمیه که بر خلاف زمان حرکت می کنه , دیالوگ های فیلم فوق العاده هستن ( هر چند نسخه ای که من دیدم زیر نویس فارسی کاملا غلطی داشت ) . فیلم بهتون دید می ده , تکون تون میده و چیزهایی رو بهتون یادآوری می کنه که فراموش کرده بودین .

6. فیلم رو فقط توصیه نمی کنم , این فیلم رو همه باید ببینن.


 
comment نظرات ()